محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
710
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ششم : آن كه سبب آن استعمال مدرّات باشد . بدان كه فرق ميان ذوبانى عضو و غير آن ، آن است كه لازمهء ذوبانى عضوى ، ضعف « 1 » قوّه و التهاب و اشتعال بدن و حدّت رايحهء بول است ؛ به خلاف اقسام ديگر كه اين علامات به آن نيست . و در بحرانى ، بعد از آن خفّت و راحت به هم مىرسد و قبل از آن ، ثقل و تمدّد و كسالت و قلّت شهوت و غير اينها كه لازمهء امتلاست بوده . و امّا بول قليل المقدار : بدان كه بول قليل از مقدار « 2 » طبيعى معتاد ، سبب آن پنج امر است و دلالت بر پنج امر مىنمايد : يكى ، ضعف قوّه از دافعهء مائيت ؛ چنان چه در استسقاء و غير آن مىباشد . دوم ، تحليل كثير مفرط . سوم ، انصراف و توجّه مادّهء بول به سوى جانب ديگر . چهارم ، قلّت شرب آب و تناول مايعات ؛ از فواكه آب دار و غيرها . پنجم ، سدّه در مجراى « 3 » بول به هم رسد و مانع اندفاع مائيت آيد ؛ چنان چه در سوء القنيهء و استسقاء و غير آن مىباشد . و ببايد دانست كه : ضعف قوّه ، بر سه قسم است : يكى : آن كه قوّهء دافعهء گُرده و يا مثانه ضعيف باشد و نتواند كه مادّهء بول را بالتّمام دفع نمايد . و علامت آن ، آن است كه به عسر آيد و ثقلى در محلّ گرده - اگر از ضعف گرده باشد - محسوس گردد و حال گُرده روز به روز تباه گردد . و اگر از قبل مثانه باشد ، ثقل در مثانه محسوس گردد و عانه منتفخ و برآمده نمايد و بول به مرات كثيره آيد ؛ هر مرتبه قليل المقدار و اندك . دوم : آن كه قوّهء جاذبهء گرده ضعيف باشد و نتواند مائيت را از كبد بالتمام جذب نمايد و علامت اين آن است كه در اين حال ثقل گُرده كمتر باشد و در كبد نيز ثقلى چندان
--> ( 1 ) . الف : ضعيف . ( 2 ) . ب : قليل المقدار . ( 3 ) . الف : مجرى .